السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
398
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
( آنگاه موسى به سوى قوم خود بازگشت در حالى كه عصبانى و اندوهگين بود ، گفت : اى قوم ، آيا پروردگارتان با شما وعدهاى نيكو ننهاد و همين كه عهد به درازا كشيد ، كارى كرديد كه غضب پروردگارتان را بر خود روا نموديد و خلف وعده كرديد [ 1 ] ) سپس الواح تورات را انداخت و ريش هارون را گرفت و سر او را به جانب خود كشيد و به او گفت : ( چه چيز باعث شد كه وقتى ديدى آنها گمراه شدهاند مانع آنها نشوى ، چرا از من پيروى نكردى ، آيا نافرمانى نمودى ؟ هارون گفت : اى پسر مادرم ، سر و ريش مرا رها كن ، من ترسيدم كه بگويى ميان بنى اسرائيل تفرقه افكندى و مراقب گفتار من نبودى [ 2 ] ) آن وقت بنى اسرائيل به موسى گفتند : ما وعدهء تو را به ميل خود خلف نكرديم و ليكن زينتهاى قوم كه آنها را ذوب كرديم ما را گمراه كرد و سامرى از خاكى كه داشت در دهان گوساله ريخت و گوساله به صدا در آمد ، سپس موسى سامرى را فرا خواند و از او پرسش كرد ، سامرى گفت : ( من چيزى را ديدم كه سايرين نديدند و مشتى از خاك پاى جبرئيل را برداشتم و نگه داشتم و نفس من اين عمل را برايم زينت داد [ 3 ] ) . سپس موسى گوساله را بيرون آورد و آن را آتش زد و خاكسترش را به دريا ريخت ، آنگاه به سامرى فرمود : ( برو كه همانا تا روزى كه زنده هستى مىگويى : نزديك من نشويد [ 4 ] ) يعنى تا روزى كه زنده هستى علامت تو اين است كه مىگويى ، نزديك من نشويد تا بدين وسيله شناخته شوى و كسى فريب تو را نخورد ، پس اعقاب او تا اكنون نيز در مصر و شام معروف هستند به طائفهاى كه به آنها نبايد نزديك شد ، سپس موسى تصميم به قتل سامرى گرفت ، امّا خداوند به او وحى نمود : اى موسى او را مكش ، چون او فردى بخشنده و سخى است ، آنگاه موسى به او گفت : ( به معبود خود كه كمر به خدمت او بسته بودى نگاه كن كه او را آتش زده و خاكسترش را به دريا مىريزيم ، همانا معبود شما اللَّه است كه هيچ معبودى جز او نيست [ 5 ] ) . در ادامه مىگوئيم : مراد از زينت قوم ، زينتها و جواهرات قبطيان بود كه
--> [ 1 ] سوره اعراف ، آيه 150 . [ 2 ] سوره طه ، آيه 94 - 92 . [ 3 ] سوره طه ، آيات 96 - 95 . [ 4 ] سوره طه ، آيه 97 . [ 5 ] سوره طه ، آيات 98 - 97 .